سلام
باعرض پوزش از تاخير چند ماهه
آمده ام كه بمانم
تقديم به قيصرامين پور
سخت است كه يك تفنگ را درك كني
آرامش يك فشنگ را درك كني
همسايه ي رنج و درد بايد باشي
تا قيصر شعر جنگ را درك كني
های است و اسیر هوی مردم شده است
عمریست عبوس و بی تبسم شده است
هر روز به دنبال خودش می گردد
مردی که شناسنامه اش گم شده است
مجموعه ی رباعی
( این مرد شناسنامه اش گم شده است)
به چاپ رسید
برای انجمن های ادبی با ۳۵درصد تخفیف ارسال میگردد
جهت اطلاع از نحوه ی تهیه به این شماره پیام بفرستید
۰۹۳۷۹۴۷۶۳۷۳
چشمک زده بر دو چشم خیست فانوس
بگذار که این غریبه لنگر بزند
در ساحل آرام ترین اقیانوس
در شام حسین ستاره یعنی زینب
یک سینه ی پاره باره یعنی زینب
در شعر و سروده های عاشورایی
یک عالمه استعاره یعنی زینب
بعد از گذشت یکسال هنوز هم خانه بوی تو را می دهد پدر
در یک شب تاریک و در پائیز سردی
وقتی که بر گشتی نگاهم خیره کردی
دریا درون چشمهایت موج می زد
یک لحظه فکرش را نکردم بر نگردی
بگذار برای خانه راهی بکشم
در خلوت شبهای تو ماهی بکشم
بغضی سرطانی شده در حنجره ام
تصمیم گرفته ام که آهی بکشم
در حسرت لحظه ی به لب آمدنم
فریاد سکوت کرده تویه دهنم
از من همه واژه هافراری هستند
بوی بد لاشه می دهد پیرهنم
تقديم به روح پدرم
طوفان شدو آشيانه ام را انداحت
از روي لبم ترانه ام را انداخت
پيراهن شادي مرا باخود برد
پائيز درخت خانه ام را انداخت



